آخرین خبرها
خانه » تازه ها » وقتی جودو اسیر سیاسی کاری شد-قسمت پایانی
وقتی جودو اسیر سیاسی کاری شد-قسمت پایانی

وقتی جودو اسیر سیاسی کاری شد-قسمت پایانی

در نوزده شماره گذشته یادداشت های روزنامه جمهوری اسلامی با عنوان: وقتی جودو اسیر سیاسی کاری شد، به اینجا رسیدیم که وجود مشکلات، لاجرم رستگار را مجبور به استعفا کرد. آنهم در آستانه بازی‌های المپیک(!).
در قسمت پایانی این یادداشت آمده است: رفتن رستگار از فدراسیون که خود از خانواده جودو بود و آمدن یک غیرجودویی آنهم در آن برهه حساسی که تقریباً کمتر از یک سال به المپیک و بازیهای آن مانده بود باز هم یک سیاسی‌کاری دیگر بود که برای چندمین بار این ورزش اسیر آن می‌شد. رشید خدابخش از سوی وزارت ورزش به عنوان سرپرست فدراسیون جودو معرفی گردید. خدابخش از جودو اصلاً آگاهی نداشت. او آمد تا انتخابات جودو که اختلافات درون آن شدت یافته بود را برگزار کند اما زمانی نگذشت و هنگامی که اوضاع را آنچنان آشفته دید مشتاق نشستن بر صندلی ریاست گردید. او تصور کرد واقعا در جودو قحط ‌الرجال شده و می‌تواند پایان دوره کاری‌اش در ورزش را با ریاست فدراسیونی به اتمام برساند.
البته خدابخش اوایل آمدنش فقط می‌خواست المپیک را ببیند و تمام هم و غمش در فدراسیون و همچنین سیاست‌های نادرستی که اتخاذ می‌نمود بر این مبنا بود که به برزیل برسد او بعد از مدتی سرپرستی به فکر کسب کرسی ریاست افتاد. بر همین اساس آرام آرام به مسائل فنی جودو و تیم ملی ورود کرد. دخالت‌های او در تیم ملی و همراه شدنش با ملی‌پوشان در سفرهای متعدد که تیم ملی برای کسب سهمیه و اردوهای مشترک داشت، به جای اینکه به وفاق در جودو و کسب سهمیه بیشتر فکر کند، در صدد جمع کردن رای بیشتر برای انتخابات فدراسیون بود. به همین خاطر بدون آنکه شناختی از افراد و خوب و بد جودو داشته باشد دوستی با ورزشکاران و نزدیک شدن به آنها را مبنای کار خود قرار داد و همین شد که در همان سفرها تصمیم به کنار گذاشتن سرمربی تیم (مجید زارعیان که در کارش موفق بود) گذاشت.
زارعیان بعد از یک سال که تیم ملی را در اختیار گرفت توانست ۲ سهمیه المپیک را برای جودو قطعی کند و برای سومین سهمیه برنامه‌ریزی کرده بو. اما خدابخش که معلوم بود از جانب چه کسانی پر می‌شود درست در نقطه حساسی که تیم ملی در آن قرار داشت زارعیان را برکنار کرد.
خدابخش برخلاف رستگار که در اواخر کارش تازه دریافته بود چگونه رفتار کند. یکبار دیگر جودو را با بحران روبرو ساخت و کار به جایی رسید که هر یک از ملی‌پوشان ندای اعتراض و مخالفت با کادر فنی را سر دادند و هر کدام درخواست مربی دلخواه خود را کردند. بنابراین جودو هم اسیر ورزشکارسالاری شد و حالا کار به جایی رسیده که حتی سرمربی ازبکستانی هم نمی‌تواند تیم را جمع و جور کند و ملی‌پوشان به حرف او هم گوش نمی‌دهند.
همین سیاست غلط باعث شده دودستگی در جودو به چنددستگی تبدیل شود و وزارت ورزش وقتی پی به مسئله برد تصمیم به تعویض سرپرست گرفت.
دیگر برای وزارت ورزشی‌ها هم مشخص شده بود که خدابخش بیشتر به فکر تصاحب ریاست فدراسیونی است تا برطرف کردن مشکلات جودو!
بنابراین وزارت ورزش در آخرین اقدام، خدابخش را برکنار و مجدداً یک غیرجودویی دیگر (احمد گواری رئیس دفتر امور مشترک فدراسیونها) را سرپرست جودو معرفی کرد.
گواری فعلاً با همان افرادی که قبل از او در فدراسیون بودند، کار را ادامه داده است. حتی علیرغم اینکه به نظر می‌رسید، میل به همکاری با سرمربی ازبکستانی (نصرت‌خان) ندارد، اما در جلسه‌ای که دو هفته پیش، بعد از بازگشت تیم ملی از اردوی برون‌مرزی گذاشت تصمیم جمع بر این گردید که سرمربی ازبکستانی تا المپیک در کنار تیم ملی جودو باشد.
اما آنچه که از اتفاقات و جریاناتی که طی چهار دهه برای ورزش جودو پیش آمده است و در پایان این سلسله مطالب (۲۰ شماره) می‌توان به عنوان نتیجه از این نوشتار استنباط کرد، آینده پیش‌روی جودو است(!)
قطعاً انتخابات فدراسیون جودو بعد از بازیهای ۲۰۱۶ ریو برگزار خواهد شد و آنچه که در ارتباط با رئیس آینده این فدراسیون می‌بایست مدنظر مسئولان وزارت ورزش و رای‌دهندگان باشد، اینکه فردی این مسئولیت را در اختیار بگیرد که اولاً: بتواند بحث فنی جودو ایران که اکنون با جودو دنیا فاصله پیدا کرده را برطرف کند، دوم: در به‌روزشدن سیستم داوری و کارآموزشی قوی چه در رده قهرمانی و چه رده پایه که کمبود آن محسوس است برنامه داشته باشد، سوم: از روابط بین‌الملل آگاهی داشته باشد، چهارم: از سابقه مدیریتی خوبی برخوردار بوده و امتحان پس داده باشد، پنجم: بتواند، یکبار دیگر وحدت و مودت را در بین بزرگان جودو بوجود آورد. و ششم: مجدداً وجهه جودو ایران را در جهان بالا برده و یا حداقل به همان میزان در گذشته بازگرداند.(پایان)
* مجتبی کمپانی

print
Print Friendly, PDF & Email